spue out
بیرون ریختن
spue forth
بیرون ریختن
spue up
بیرون ریختن
spue over
بیرون ریختن
spue into
بیرون ریختن
spue outwards
بیرون ریختن
spue liquid
بیرون ریختن مایع
spue waste
بیرون ریختن زباله
spue debris
بیرون ریختن آوار
spue gas
بیرون ریختن گاز
the volcano began to spue ash into the sky.
آتشفشان شروع به پرتاب خاکستر به آسمان کرد.
the factory will spue out smoke if not properly maintained.
اگر به درستی نگهداری نشود، کارخانه دود منتشر خواهد کرد.
after the heavy rain, the river started to spue over its banks.
بعد از باران شدید، رودخانه شروع به سرریز شدن از حاشیه خود کرد.
the angry dog seemed ready to spue at anyone approaching.
سگ عصبانی آماده به نظر می رسید که به هر کسی که نزدیک می شود، پارس کند.
she felt sick and began to spue into the toilet.
او احساس ناراحتی کرد و شروع به استفراغ در توالت کرد.
the engine could spue fuel if there's a leak.
اگر نشتی وجود داشته باشد، موتور ممکن است سوخت منتشر کند.
during the presentation, he began to spue out facts rapidly.
در طول ارائه، او شروع به بیان سریع حقایق کرد.
the geyser will spue water every few minutes.
چشمه هر چند دقیقه یکبار آب فوران خواهد کرد.
he tends to spue out his thoughts without thinking.
او معمولاً بدون فکر کردن افکار خود را بیان می کند.
the car started to spue steam from the engine.
ماشین شروع به انتشار بخار از موتور کرد.
spue out
بیرون ریختن
spue forth
بیرون ریختن
spue up
بیرون ریختن
spue over
بیرون ریختن
spue into
بیرون ریختن
spue outwards
بیرون ریختن
spue liquid
بیرون ریختن مایع
spue waste
بیرون ریختن زباله
spue debris
بیرون ریختن آوار
spue gas
بیرون ریختن گاز
the volcano began to spue ash into the sky.
آتشفشان شروع به پرتاب خاکستر به آسمان کرد.
the factory will spue out smoke if not properly maintained.
اگر به درستی نگهداری نشود، کارخانه دود منتشر خواهد کرد.
after the heavy rain, the river started to spue over its banks.
بعد از باران شدید، رودخانه شروع به سرریز شدن از حاشیه خود کرد.
the angry dog seemed ready to spue at anyone approaching.
سگ عصبانی آماده به نظر می رسید که به هر کسی که نزدیک می شود، پارس کند.
she felt sick and began to spue into the toilet.
او احساس ناراحتی کرد و شروع به استفراغ در توالت کرد.
the engine could spue fuel if there's a leak.
اگر نشتی وجود داشته باشد، موتور ممکن است سوخت منتشر کند.
during the presentation, he began to spue out facts rapidly.
در طول ارائه، او شروع به بیان سریع حقایق کرد.
the geyser will spue water every few minutes.
چشمه هر چند دقیقه یکبار آب فوران خواهد کرد.
he tends to spue out his thoughts without thinking.
او معمولاً بدون فکر کردن افکار خود را بیان می کند.
the car started to spue steam from the engine.
ماشین شروع به انتشار بخار از موتور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید