spurry

[ایالات متحده]/ˈspʌri/
[بریتانیا]/ˈspɜːri/

ترجمه

n. نوعی گیاه که به عنوان "چمن بامبو بزرگ" شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

spurry plant

گیاه پیچک

spurry grass

چمن پیچک

spurry leaf

برگ پیچک

spurry weed

سرخ پیچک

spurry flower

گل پیچک

spurry seed

بذر پیچک

spurry bloom

شکوفه پیچک

spurry field

میدان پیچک

spurry habitat

زیستگاه پیچک

spurry species

گونه پیچک

جملات نمونه

she decided to plant spurry in her garden.

او تصمیم گرفت در باغ خود اسپری بكارد.

spurry is known for its delicate flowers.

اسپری به خاطر گل‌های ظریفش شناخته شده است.

the spurry grew wild along the roadside.

اسپری به طور وحشی در کنار جاده رشد می‌کرد.

he admired the spurry blooming in the meadow.

او از شکوفه زدن اسپری در چمنزار تحسین کرد.

spurry can attract various pollinators.

اسپری می‌تواند گونه‌های مختلفی از گرده‌افشان‌ها را جذب کند.

they used spurry as a ground cover in their landscaping.

آنها از اسپری به عنوان پوشش زمین در طراحی منظر خود استفاده کردند.

she learned how to care for spurry plants.

او یاد گرفت که چگونه از گیاهان اسپری مراقبت کند.

spurry is often found in dry, sandy soils.

اسپری اغلب در خاک‌های خشک و شنی یافت می‌شود.

the spurry field was a beautiful sight in spring.

چمنزار اسپری در بهار منظره‌ای زیبا بود.

she collected seeds from the spurry to plant next year.

او برای کاشت سال آینده، دانه‌های اسپری جمع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید