squamule

[ایالات متحده]/ˈskwɑːmjʊl/
[بریتانیا]/ˈskwɑːmjul/

ترجمه

n. مقیاس کوچک یا تکه
Word Forms
جمعsquamules

عبارات و ترکیب‌ها

squamule formation

تشکیل اسکامول

squamule structure

ساختار اسکامول

squamule texture

بافت اسکامول

squamule size

اندازه اسکامول

squamule growth

رشد اسکامول

squamule characteristics

ویژگی‌های اسکامول

squamule distribution

توزیع اسکامول

squamule analysis

تجزیه و تحلیل اسکامول

squamule identification

شناسایی اسکامول

squamule properties

خواص اسکامول

جملات نمونه

the squamule on the turtle's shell is quite distinctive.

مقیاس‌پوست روی لاک‌پشت بسیار متمایز است.

scientists study the squamule structure to understand its function.

دانشمندان ساختار مقیاس‌پوست را برای درک عملکرد آن مطالعه می‌کنند.

each squamule plays a role in the animal's protection.

هر مقیاس‌پوست نقش مهمی در محافظت حیوان ایفا می‌کند.

the squamule's color can change depending on the environment.

رنگ مقیاس‌پوست می‌تواند بسته به محیط تغییر کند.

some reptiles have squamules that are almost transparent.

برخی از خزندگان مقیاس‌پوستی دارند که تقریباً شفاف هستند.

the texture of the squamule helps with camouflage.

بافت مقیاس‌پوست به استتار کمک می‌کند.

researchers are examining the squamule for signs of disease.

محققان مقیاس‌پوست را برای یافتن علائم بیماری بررسی می‌کنند.

the squamule pattern varies among different species.

الگوی مقیاس‌پوست در گونه‌های مختلف متفاوت است.

during molting, the squamule is shed and replaced.

در طول رها شدن پوست، مقیاس‌پوست جدا شده و جایگزین می‌شود.

understanding the squamule's biology can aid in conservation efforts.

درک زیست‌شناسی مقیاس‌پوست می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید