squelches

[ایالات متحده]/ˈskwɛltʃɪz/
[بریتانیا]/ˈskwɛltʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد از squelch; برای سرکوب یا محدود کردن; برای ایجاد صدای squelching

عبارات و ترکیب‌ها

squelches noise

مهار نویز

squelches rumors

مهار شایعات

squelches dissent

مهار مخالفت

squelches laughter

مهار خنده

squelches criticism

مهار انتقاد

squelches anger

مهار خشم

squelches excitement

مهار هیجان

squelches joy

مهار شادی

squelches fear

مهار ترس

squelches hope

مهار امید

جملات نمونه

the teacher squelches any rumors in the classroom.

معلم هرگونه شایعه را در کلاس درس سرکوب می‌کند.

his response squelches the debate before it starts.

پاسخ او بحث را قبل از شروع آن سرکوب می‌کند.

the government squelches dissent to maintain order.

دولت برای حفظ نظم، مخالفان را سرکوب می‌کند.

she squelches her fears and takes the stage.

او ترس‌های خود را سرکوب می‌کند و روی صحنه می‌رود.

the loud noise squelches any chance of a conversation.

صدای بلند هر فرصتی برای گفتگو را از بین می‌برد.

his criticism squelches her enthusiasm for the project.

انتقاد او شور و اشتیاق او را برای پروژه از بین می‌برد.

the cold weather squelches outdoor activities.

آب و هوای سرد فعالیت‌های فضای باز را از بین می‌برد.

she squelches her doubts and makes a decision.

او تردیدهای خود را سرکوب می‌کند و تصمیمی می‌گیرد.

the manager squelches any negativity in the team.

مدیر هرگونه منفی‌گرایی را در تیم سرکوب می‌کند.

the new policy squelches any chance of promotion.

سیاست جدید هر فرصتی برای ارتقا را از بین می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید