squireens

[ایالات متحده]/ˈskwaɪərɪn/
[بریتانیا]/ˈskwī(ə)rēn/

ترجمه

n. مالک کوچک زمین

عبارات و ترکیب‌ها

squireen of light

سquireen نور

brave squireen

سquireen شجاع

squireen in armor

سquireen در زره

noble squireen

سquireen اصیل

young squireen

سquireen جوان

squireen's quest

جستجوی سquireen

loyal squireen

سquireen وفادار

squireen's tale

داستان سquireen

valiant squireen

سquireen دلیر

squireen's honor

افتخار سquireen

جملات نمونه

he was a squireen in the local community.

او یک اسقیرن در جامعه محلی بود.

the squireen organized the charity event.

اسقیرن رویداد خیریه را سازماندهی کرد.

as a squireen, he was expected to help the less fortunate.

همانطور که یک اسقیرن بود، انتظار می رفت که به نیازمندان کمک کند.

the squireen's duties included managing the estate.

وظایف اسقیرن شامل مدیریت املاک بود.

many looked up to the squireen for guidance.

بسیاری برای راهنمایی به اسقیرن نگاه می کردند.

the squireen hosted a grand feast for the villagers.

اسقیرن یک جشن بزرگ برای اهالی دهکده برگزار کرد.

she admired the squireen's sense of responsibility.

او از حس مسئولیت اسقیرن تحسین کرد.

being a squireen came with many privileges.

بودن یک اسقیرن با امتیازات زیادی همراه بود.

the squireen often visited the local school.

اسقیرن اغلب از مدرسه محلی بازدید می کرد.

his title as a squireen was inherited from his father.

عنوان او به عنوان اسقیرن از پدرش به ارث رسیده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید