stabilise

[ایالات متحده]/'steibilaiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. پایدار یا ثابت شدن; vt. چیزی را پایدار یا ثابت کردن.
Word Forms
قسمت سوم فعلstabilised
زمان گذشتهstabilised
صفت یا فعل حال استمراریstabilising
شکل سوم شخص مفردstabilises

جملات نمونه

UV &Heat **80% tensile strength retention after 350 hours Stabilised Weatherometer exposure, masterbatch in both tapes and coating.

UV و گرما **حفظ 80٪ مقاومت کششی پس از قرار گرفتن در معرض 350 ساعت دستگاه آب و هوای تثبیت شده، دسته رنگی در هر دو نوار و پوشش.**

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید