stabling

[ایالات متحده]/'steɪblɪŋ/
[بریتانیا]/'steblɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تجهیزات و امکانات برای نگهداری اسب‌ها؛ یک ساختمان یا سازه که اسب‌ها در آن نگهداری می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

horse stable

گودال اسب

stable management

مدیریت پایدار

stable quality

کیفیت پایدار

stable operation

عملیات پایدار

stable state

حالت پایدار

stable isotope

ایزوتوپ پایدار

stable condition

شرایط پایدار

stable system

سیستم پایدار

stable equilibrium

تعادل پایدار

stable process

فرآیند پایدار

stable price

قیمت ثابت

stable chemical

شیمیایی پایدار

stable exchange rate

نرخ ارز ثابت

stable element

عنصر پایدار

stable position

موقعیت پایدار

stable social order

نظم اجتماعی پایدار

stable air

هوا پایدار

نمونه‌های واقعی

" I ought to write Robb Stark a stern letter, " Littlefinger was saying. " I understand his man Bolton is stabling goats in my high hall, it's really quite unconscionable" .

من باید یک نامه تند به راب استارک بنویسم، " لیتل‌فینگر داشت می‌گفت. " من می‌فهمم که مرد بولتون در تالار بزرگ من در حال نگهداری بزها است، واقعاً غیرقابل تصور است.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید