stablings

[ایالات متحده]/ˈsteɪblɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsteɪblɪŋz/

ترجمه

n. تجهیزات برای اصطبل‌ها یا انبارها
v. شکل حال استمراری "پایدار"

عبارات و ترکیب‌ها

stablings and foals

اسطبل‌ها و کره اسب‌ها

stablings for horses

اسطبل‌ها برای اسب‌ها

stablings in winter

اسطبل‌ها در زمستان

stablings for livestock

اسطبل‌ها برای دام

stablings with hay

اسطبل‌ها با علوفه

stablings and barns

اسطبل‌ها و انبارها

stablings for breeding

اسطبل‌ها برای پرورش

stablings at dusk

اسطبل‌ها در هنگام غروب

stablings in spring

اسطبل‌ها در بهار

stablings with bedding

اسطبل‌ها با پتو

جملات نمونه

stablings are essential for young horses.

تک‌اندازها برای اسب‌های جوان ضروری هستند.

the farmer built stablings for his livestock.

کشاورز برای دام‌های خود تک‌انداز ساخت.

stablings provide a safe space for animals.

تک‌اندازها یک فضای امن برای حیوانات فراهم می‌کنند.

we need to clean the stablings regularly.

ما باید به طور منظم تک‌اندازها را تمیز کنیم.

the stablings were filled with fresh hay.

تک‌اندازها با علوفه تازه پر شده بودند.

stablings protect the animals from harsh weather.

تک‌اندازها حیوانات را از آب و هوای سخت محافظت می‌کنند.

she checked the stablings every morning.

او هر روز صبح تک‌اندازها را بررسی می‌کرد.

proper stablings enhance the well-being of horses.

تک‌اندازهای مناسب باعث افزایش رفاه اسب‌ها می‌شوند.

the stablings were built with durable materials.

تک‌اندازها با مواد بادوام ساخته شده بودند.

he designed the stablings with ventilation in mind.

او با در نظر گرفتن تهویه، تک‌اندازها را طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید