stacking

[ایالات متحده]/ˈstækɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstækɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیدمان اشیاء در یک توده
v. عمل قرار دادن اشیاء بر روی یکدیگر

عبارات و ترکیب‌ها

stacking blocks

چیدن بلوک‌ها

stacking chairs

چیدن صندلی‌ها

stacking boxes

چیدن جعبه‌ها

stacking shelves

چیدن قفسه‌ها

stacking plates

چیدن بشقاب‌ها

stacking items

چیدن وسایل

stacking papers

چیدن کاغذها

stacking logs

چیدن الوارها

stacking toys

چیدن اسباب‌بازی‌ها

stacking stones

چیدن سنگ‌ها

جملات نمونه

stacking boxes can save space in your storage area.

قرار دادن جعبه‌ها روی یکدیگر می‌تواند در فضای ذخیره‌سازی شما صرفه‌جویی کند.

the children enjoyed stacking blocks to build a tower.

کودکان از چیدن بلوک‌ها برای ساختن برج لذت بردند.

stacking chairs after the event makes cleaning easier.

چیدن صندلی‌ها بعد از رویداد، تمیز کردن را آسان‌تر می‌کند.

she is stacking the dishes neatly in the cupboard.

او ظروف را به طور مرتب در کابینت می‌چیند.

stacking firewood properly can help it dry faster.

چیدن صحیح هیزم می‌تواند به خشک شدن سریع‌تر آن کمک کند.

they are stacking the papers in alphabetical order.

آنها اسناد را به ترتیب حروف الفبا می‌چینند.

stacking weights is essential for a good workout.

چیدن وزنه برای یک تمرین خوب ضروری است.

stacking your priorities can help you manage your time better.

اولویت‌بندی امور شما می‌تواند به شما کمک کند تا زمان خود را بهتر مدیریت کنید.

he is stacking the books according to their size.

او کتاب‌ها را بر اساس اندازه آن‌ها می‌چیند.

stacking ingredients correctly is key to a successful recipe.

چیدن صحیح مواد اولیه، کلید یک دستور غذای موفق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید