stadiums

[ایالات متحده]/ˈsteɪdiəmz/
[بریتانیا]/ˈsteɪdiəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌های ورزشی بزرگ، اغلب فضای باز

عبارات و ترکیب‌ها

football stadiums

استادیوم‌های فوتبال

baseball stadiums

استادیوم‌های بیسبال

concert stadiums

استادیوم‌های کنسرت

outdoor stadiums

استادیوم‌های روباز

indoor stadiums

استادیوم‌های سرپوشیده

empty stadiums

استادیوم‌های خالی

large stadiums

استادیوم‌های بزرگ

modern stadiums

استادیوم‌های مدرن

renovated stadiums

استادیوم‌های بازسازی‌شده

local stadiums

استادیوم‌های محلی

جملات نمونه

many stadiums around the world host major sporting events.

بسیاری از استادیوم‌های جهان میزبان رویدادهای ورزشی بزرگ هستند.

the new stadiums are designed to enhance the fan experience.

استادیوم‌های جدید به گونه‌ای طراحی شده‌اند که تجربه تماشاگران را ارتقا دهند.

stadiums often have large screens for better visibility.

استادیوم‌ها اغلب دارای صفحه‌های نمایش بزرگ برای دید بهتر هستند.

some stadiums can seat over 100,000 spectators.

برخی از استادیوم‌ها می‌توانند بیش از 100000 تماشاگر را در خود جای دهند.

stadiums are frequently used for concerts and festivals.

استادیوم‌ها اغلب برای کنسرت‌ها و جشنواره‌ها استفاده می‌شوند.

many cities invest in modern stadiums to attract tourism.

شهرها برای جذب گردشگری در استادیوم‌های مدرن سرمایه‌گذاری می‌کنند.

stadiums require regular maintenance to ensure safety.

برای اطمینان از ایمنی، استادیوم‌ها به نگهداری منظم نیاز دارند.

some stadiums are built with eco-friendly materials.

برخی از استادیوم‌ها با استفاده از مواد سازگار با محیط زیست ساخته می‌شوند.

stadiums play a crucial role in community events.

استادیوم‌ها نقش مهمی در رویدادهای جامعه ایفا می‌کنند.

visiting famous stadiums can be a memorable experience.

بازدید از استادیوم‌های معروف می‌تواند یک تجربه به یاد ماندنی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید