staggeringly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. ناپایدار، با حرکتی لرزشی.

عبارات و ترکیب‌ها

staggeringly expensive

بسیار گران

staggeringly beautiful

بسیار زیبا

staggeringly high

بسیار زیاد

جملات نمونه

The company made a staggeringly huge profit last quarter.

شرکت در سه ماهه گذشته سود فوق العاده زیادی کسب کرد.

She was staggeringly beautiful in her evening gown.

او در لباس شب خود به طرز باور انگیزی زیبا بود.

The team's performance was staggeringly impressive.

عملکرد تیم بسیار چشمگیر بود.

He has a staggeringly high IQ.

او ضریب هوشی بسیار بالایی دارد.

The new skyscraper is staggeringly tall.

برج جدید به طرز باور انگیزی بلند است.

The cost of the project was staggeringly high.

هزینه پروژه به طرز باور انگیزی بالا بود.

The movie's special effects were staggeringly realistic.

جلوه های ویژه فیلم به طرز باور انگیزی واقعی به نظر می رسید.

Her talent in singing is staggeringly exceptional.

استعداد او در آواز به طرز باور انگیزی برجسته است.

The athlete's speed was staggeringly fast.

سرعت ورزشکار به طرز باور انگیزی زیاد بود.

The artist's paintings are staggeringly beautiful.

نقاشی های هنرمند به طرز باور انگیزی زیبا هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید