stairhead

[ایالات متحده]/ˈsteəhɛd/
[بریتانیا]/ˈstɛrˌhɛd/

ترجمه

n. بالای یک پله‌برقی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stairhead landing

صفحه فرود سرپله

stairhead design

طراحی سرپله

stairhead view

نمای سرپله

stairhead area

فضای سرپله

stairhead height

ارتفاع سرپله

stairhead space

فضای سرپله

stairhead railing

نرده سرپله

stairhead access

دسترسی به سرپله

stairhead safety

ایمنی سرپله

stairhead finish

پوشش نهایی سرپله

جملات نمونه

the stairhead was beautifully decorated for the party.

سرپله به زیبایی برای مهمانی تزئین شده بود.

she waited at the stairhead for her friend to arrive.

او منتظر رسیدن دوستش در سرپله بود.

there was a small table at the stairhead for keys and mail.

یک میز کوچک در سرپله برای کلیدها و پست وجود داشت.

the stairhead offered a stunning view of the city.

سرپله منظره ای خیره کننده از شهر را ارائه می داد.

he tripped at the stairhead and nearly fell.

او در سرپله زمین خورد و تقریباً افتاد.

they placed a plant at the stairhead to brighten the space.

آنها یک گیاه در سرپله قرار دادند تا فضا را روشن کنند.

it’s important to keep the stairhead clear of obstacles.

مهم است که سرپله را از موانع پاک نگه دارید.

the stairhead is often the first impression of a home.

سرپله اغلب اولین تاثیر یک خانه است.

she heard a noise coming from the stairhead late at night.

او صدای متوجه شد که شب دیر وقت از سرپله می آمد.

there was a sign at the stairhead indicating the way to the roof.

نشانه‌ای در سرپله وجود داشت که مسیر به پشت بام را نشان می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید