step

[ایالات متحده]/step/
[بریتانیا]/stɛp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حرکتی که با بلند کردن یک پا و گذاشتن آن در نقطه‌ای دیگر انجام می‌شود، فاصله‌ای که در یک حرکت طی می‌شود، سطح پیشرفت یا دستاورد
vt. & vi. حرکت کردن با بلند کردن یک پا و گذاشتن آن در نقطه‌ای دیگر
abbr. برنامه ورود به علم و فناوری، استاندارد برای تبادل داده‌های محصول

عبارات و ترکیب‌ها

take a step

یک قدم بردار

baby steps

قدم‌های کوچک

step by step

گام به گام

giant step

قدم بزرگ

misstep

اشتباه گام

step up

گام به جلو بردار

step back

پس‌روی کردن

watch your step

مراقب قدمهایت باش

step by

گام به گام

first step

گام اول

step in

گام به داخل

take steps

اقدام کن

in step

همگام

next step

گام بعدی

step on

روی آن قدم بگذار

step forward

قدم برداشتن به جلو

step into

وارد شو

at every step

در هر قدم

step motor

موتور پله‌ای

step down

ترک پست

step out

بیرون برو

time step

گام زمانی

last step

آخرین قدم

جملات نمونه

Step on the gas.

روی گاز فشار بیاور.

in step with the times.

همگام با زمان.

a step-by-step, programmatic approach to problem solving.

یک رویکرد گام به گام، برنامه‌نویسی شده برای حل مسئله.

the bottom step of the staircase.

پله پایین پله‌ها

please step this way.

لطفاً این مسیر را طی کنید.

step into a new stage

وارد یک مرحله جدید شوید.

steps in the mud.

قدم‌ها در گل.

just a step away.

فقط یک قدم با آن فاصله دارید.

step foot on land.

پا روی زمین بگذارید.

step up and be counted.

قدم جلو بگذارید و حساب شده شوید.

out of step with the times.

دور از همگام با زمان.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید