stales

[ایالات متحده]/steɪlz/
[بریتانیا]/steɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع stale؛ اقلامی که دیگر تازه نیستند
adj. دارای طعم بد؛ بی‌علاقه؛ کلیشه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

stales bread

نان کهنه

stales food

غذا کهنه

stales air

هوای کهنه

stales water

آب کهنه

stales ideas

ایده‌های کهنه

stales news

اخبار کهنه

stales jokes

جک‌های کهنه

stales relationships

روابط کهنه

stales trends

ترندهای کهنه

stales opinions

نظرات کهنه

جملات نمونه

the bread stales quickly if left out.

نان به سرعت کهنه می‌شود اگر در معرض هوا قرار گیرد.

don't let the conversation stales; keep it interesting.

نگذارید مکالمه کهنه شود؛ آن را جذاب نگه دارید.

the air in the room stales after too long.

هوا در اتاق پس از مدت طولانی کهنه می‌شود.

his jokes stales after telling them too many times.

بعد از گفتن آن‌ها بارها، شوخی‌های او کهنه می‌شوند.

the milk stales if not refrigerated.

اگر در یخچال نباشد، شیر کهنه می‌شود.

she noticed the flowers stales in the vase.

او متوجه شد که گل‌ها در گلدان کهنه شده‌اند.

the discussion stales without new ideas.

بحث بدون ایده‌های جدید کهنه می‌شود.

food stales when exposed to air for too long.

غذا در اثر قرار گرفتن در معرض هوا برای مدت طولانی کهنه می‌شود.

his enthusiasm stales after repeated failures.

بعد از شکست‌های مکرر، اشتیاق او کهنه می‌شود.

the excitement stales as the event approaches.

با نزدیک شدن رویداد، هیجان کم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید