stalinization

[ایالات متحده]/[ˈstɑːlɪnɪzeɪʃn]/
[بریتانیا]/[ˈstɑːlɪnɪzeɪʃn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. به کار گرفتن روش‌ها یا سیاست‌های استالینی؛ گرایش به کنترل متمرکز و سرکوب مخالفت‌ها؛ فرایندی که یک کشور یا سیستم بیشتر به اتحاد جماهیری شوروی زمان استالین شبیه می‌شود؛ اعمال سیاست‌ها یا روش‌هایی که شبیه سیاست‌های استالینی هستند.

عبارات و ترکیب‌ها

stalinization process

فرآیند استالینیzacیon

avoiding stalinization

پرهیز از استالینیzacیon

era of stalinization

دوره استالینیzacیon

fearing stalinization

ترس از استالینیzacیon

resisting stalinization

مبارزه با استالینیzacیon

stalinization's impact

تأثیر استالینیzacیon

after stalinization

پس از استالینیzacیon

signs of stalinization

نشانه‌های استالینیzacیon

criticizing stalinization

انتقاد از استالینیzacیon

legacy of stalinization

میراث استالینیzacیon

جملات نمونه

the country feared a period of stalinization after the dictator's death.

کشور از دوره‌ای از استالینی‌سازی پس از مرگ دیکتاتور نگران بود.

critics warned against any policies that risked stalinization of the government.

انتقادات علیه هرگونه سیاست‌هایی که خطر استالینی‌سازی دولت را به همراه می‌آورد، هشدار دادند.

he actively fought against the creeping stalinization of the party structure.

او به طور فعال علیه استالینی‌سازی تدریجی ساختار حزب مبارزه کرد.

the historian argued that the regime was moving towards stalinization.

تاریخ‌گر معتقد بود که رژیم به سمت استالینی‌سازی حرکت می‌کند.

there were concerns about the potential for stalinization in the new system.

نگرانی‌هایی درباره امکان استالینی‌سازی در سیستم جدید وجود داشت.

the leader vowed to prevent any stalinization of the cultural sphere.

رهبر قصد داشت هرگونه استالینی‌سازی در کره فرهنگی را جلوگیری کند.

the report highlighted the dangers of stalinization in the judiciary.

گزارش خطرات استالینی‌سازی در قوه قضائیه را تاکید کرد.

many believed the policies were a deliberate attempt at stalinization.

بسیاری معتقد بودند که سیاست‌ها تلاشی قصدی برای استالینی‌سازی بود.

the movement aimed to counter the trend of stalinization in the universities.

این جنبش به منظور مقابله با روند استالینی‌سازی در دانشگاه‌ها بود.

the government denied accusations of stalinization and political repression.

دولت اتهامات استالینی‌سازی و سرکوب سیاسی را انکار کرد.

the scholar traced the roots of stalinization to earlier historical events.

دانشمند ریشه‌های استالینی‌سازی را به رویدادهای تاریخی پیشین بازمی‌گرداند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید