stamper

[ایالات متحده]/ˈstæmpə/
[بریتانیا]/ˈstæmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا دستگاهی که مهر می‌زند؛ ابزاری که برای چاپ یا مهر زدن استفاده می‌شود؛ شخصی که پای خود را به زمین می‌زند (در زمینه پزشکی)
Word Forms
جمعstampers

عبارات و ترکیب‌ها

rubber stamper

طامپ لاستیکی

craft stamper

طامپ صنایع دستی

ink stamper

طامپ جوهری

custom stamper

طامپ سفارشی

date stamper

طامپ تاریخ

self-inking stamper

طامپ خود جوشی

signature stamper

طامپ امضا

address stamper

طامپ آدرس

photo stamper

طامپ عکس

جملات نمونه

the stamper is used to create official seals.

دست‌ساز برای ایجاد مهر رسمی استفاده می‌شود.

i need a stamper for my documents.

من به یک دست‌ساز برای مدارک خود نیاز دارم.

the stamper can be customized with your logo.

می‌توانید دست‌ساز را با لوگوی خود سفارشی کنید.

she used a stamper to mark her books.

او از دست‌ساز برای علامت‌گذاری کتاب‌هایش استفاده کرد.

he forgot to bring his stamper to the meeting.

او فراموش کرد دست‌ساز خود را به جلسه بیاورد.

the stamper left an impression on the paper.

دست‌ساز تأثیری بر روی کاغذ گذاشت.

make sure the stamper is inked properly.

مطمئن شوید که دست‌ساز به درستی جوهر شده است.

they sell various designs of stampers at the store.

آنها طرح‌های مختلف دست‌ساز را در مغازه می‌فروشند.

the stamper helps to authenticate the documents.

دست‌ساز به احراز هویت اسناد کمک می‌کند.

using a stamper can save time in the office.

استفاده از دست‌ساز می‌تواند در دفتر وقت شما را صرفه‌جویی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید