stances

[ایالات متحده]/stænsɪz/
[بریتانیا]/stænsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(موقعیت شروع (ورزشکاران)؛ وضعیت ایستاده؛ موقعیت قرار گرفته؛ دیدگاه؛ سبک راه رفتن؛ وضعیت

عبارات و ترکیب‌ها

different stances

دیدگاه‌های متفاوت

neutral stances

دیدگاه‌های بی‌طرفانه

political stances

دیدگاه‌های سیاسی

firm stances

دیدگاه‌های قاطعانه

various stances

دیدگاه‌های مختلف

opposing stances

دیدگاه‌های متضاد

public stances

دیدگاه‌های عمومی

strong stances

دیدگاه‌های قوی

personal stances

دیدگاه‌های شخصی

divergent stances

دیدگاه‌های واگرا

جملات نمونه

she took a strong stance on environmental issues.

او موضع قوی در مورد مسائل زیست محیطی اتخاذ کرد.

the politician's stances often influence public opinion.

مواضع سیاستمداران اغلب بر افکار عمومی تأثیر می گذارد.

it's important to understand different stances in a debate.

در یک بحث، درک مواضع مختلف مهم است.

his stances on education reform are well-known.

مواضع او در مورد اصلاح آموزش به خوبی شناخته شده است.

we need to consider various stances before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم گیری، مواضع مختلف را در نظر بگیریم.

the stances of both sides were clearly defined.

مواضع هر دو طرف به وضوح مشخص شده بود.

her stances on social issues resonate with many voters.

مواضع او در مورد مسائل اجتماعی با بسیاری از رای دهندگان همخوانی دارد.

different cultural stances can lead to misunderstandings.

مواضع فرهنگی مختلف می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

he often changes his stances based on new information.

او اغلب با توجه به اطلاعات جدید، مواضع خود را تغییر می دهد.

the stances taken by leaders can shape future policies.

مواضع اتخاذ شده توسط رهبران می تواند سیاست های آینده را شکل دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید