standpoint

[ایالات متحده]/ˈstændpɔɪnt/
[بریتانیا]/ˈstændpɔɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه نظر؛ چشم‌انداز؛ یک نگرش خاص یا شیوه‌ای از در نظر گرفتن یک موضوع.

جملات نمونه

From Kepi's standpoint they are all nabobs.

از دیدگاه کپی، همه آنها نجیب زاده هستند.

from a cash standpoint, the company's timing is fortuitous.

از منظر مالی، زمان‌بندی شرکت خوش‌یمن است.

she writes on religion from the standpoint of a believer.

او در مورد دین از منظر یک مومن می‌نویسد.

From my standpoint, this thing is just ridiculous.

از دیدگاه من، این موضوع کاملاً مضحک است.

as the basic subject of pedagogy, educational sociology needs "pedagogics standpoint";

به عنوان موضوع اساسی در آموزش و پرورش، جامعه‌شناسی آموزشی به "دیدگاه آموزشی" نیاز دارد.

Microsoft spokespeople in statement explicit expression, “our standpoint not any change.Microsoft regarding purchased Yahoo!

سخنگویان مایکروسافت در بیانیه، بیان صریح، "موضع ما هیچ تغییری ندارد. مایکروسافت در مورد خرید یاهو!

Relationships of some families of dicotyledons and genera of Papaveraceae viewed from the standpoints of their isoquinoline alkaloids.

روابط برخی از خانواده‌های دوتینی‌ها و جنس‌های Papaveraceae که از منظر آلکالوئیدهای ایزوکینولین آنها بررسی شده است.

In order to maintain thoroughly hsi philosophical standpoint of Anti-realism, he rejected two-valued semantics and took Intuitionist logic as the basis of his metaphysics.

به منظور حفظ کامل موضع فلسفی ضد واقع‌گرایی خود، او معناشناسی دو ارزشی را رد کرد و منطق شهودی را به عنوان مبنای متافیزیک خود پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید