starching

[ایالات متحده]/ˈstɑːtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstɑrtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نشا زدن به لباس یا ملحفه

عبارات و ترکیب‌ها

starching fabric

نشاسته کردن پارچه

starching clothes

نشاسته کردن لباس‌ها

starching process

فرآیند نشاسته کردن

starching solution

محلول نشاسته

starching technique

تکنیک نشاسته کردن

starching linen

نشاسته کردن پارچه کتان

starching procedure

روش نشاسته کردن

starching method

روش نشاسته کردن

starching agent

عامل نشاسته کننده

starching tips

نکات نشاسته کردن

جملات نمونه

starching the shirts makes them look crisp and neat.

آب‌رسانی لباس‌ها باعث می‌شود آن‌ها صاف و مرتب به نظر برسند.

she enjoys starching her tablecloths for special occasions.

او از آب‌رسانی پارچه‌های سفره‌اش برای مناسبت‌های خاص لذت می‌برد.

starching the curtains helps them maintain their shape.

آب‌رسانی پرده‌ها به حفظ شکل آن‌ها کمک می‌کند.

he learned the art of starching from his grandmother.

او هنر آب‌رسانی را از مادربزرگش یاد گرفت.

starching can make fabrics more durable and resistant to wrinkles.

آب‌رسانی می‌تواند باعث شود پارچه‌ها بادوام‌تر و مقاوم در برابر چروک شوند.

she prefers starching her dresses to keep them looking fresh.

او ترجیح می‌دهد لباس‌هایش را آب‌رسانی کند تا آن‌ها تازه به نظر برسند.

starching is a common practice in professional laundry services.

آب‌رسانی یک روش معمول در خدمات خشک‌شویی حرفه‌ای است.

he spent the afternoon starching his dress shirts for the week.

او بعد از ظهر را صرف آب‌رسانی پیراهن‌های رسمی خود برای هفته کرد.

starching linens can give them a polished appearance.

آب‌رسانی حوله‌ها می‌تواند به آن‌ها ظاهری براق ببخشد.

she explained the benefits of starching to her sewing class.

او مزایای آب‌رسانی را برای کلاس خیاطی خود توضیح داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید