starknesses

[ایالات متحده]/ˈstɑːknəsɪz/
[بریتانیا]/ˈstɑrkˌnɛsɪz/

ترجمه

n. شدت; سادگی; سختی; وضوح

عبارات و ترکیب‌ها

starknesses of life

سختی‌های زندگی

embracing starknesses

پذیرش سختی‌ها

starknesses in nature

سختی‌های طبیعت

the starknesses revealed

سختی‌هایی که آشکار شدند

starknesses of reality

سختی‌های واقعیت

starknesses we face

سختی‌هایی که با آن‌ها روبرو هستیم

starknesses of truth

سختی‌های حقیقت

starknesses in art

سختی‌های هنر

confronting starknesses

مقابله با سختی‌ها

starknesses of emotion

سختی‌های احساسات

جملات نمونه

the starknesses of the landscape were breathtaking.

سادگی‌های چشمگیر چشم‌انداز، نفس‌گیر بود.

we must confront the starknesses of our reality.

ما باید با سادگی‌های واقعیت خود روبرو شویم.

the artist captured the starknesses of life in her painting.

هنرمند، سادگی‌های زندگی را در نقاشی خود به تصویر کشید.

his speech highlighted the starknesses of social inequality.

سخنرانی او بر سادگی‌های نابرابری اجتماعی تأکید کرد.

in literature, starknesses often reflect deep emotions.

در ادبیات، سادگی‌ها اغلب بازتابی از احساسات عمیق هستند.

the starknesses of winter can be both beautiful and harsh.

سادگی‌های زمستان می‌تواند هم زیبا و هم سخت باشد.

photographers often seek out the starknesses in urban settings.

عکاسان اغلب به دنبال سادگی‌ها در محیط‌های شهری هستند.

the starknesses of their differences became apparent during the debate.

سادگی‌های تفاوت‌هایشان در طول بحث آشکار شد.

she wrote about the starknesses of life after loss.

او در مورد سادگی‌های زندگی پس از دست دادن نوشت.

starknesses in the design made the room feel more spacious.

سادگی‌ها در طراحی باعث شد اتاق بزرگتر به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید