starred

[ایالات متحده]/stɑːd/
[بریتانیا]/stɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با ستاره تزئین شده یا با یک ستاره علامت‌گذاری شده; تحت تأثیر سرنوشت; نقش اصلی را ایفا کردن; در محاسبات با یک ستاره علامت‌گذاری شده

عبارات و ترکیب‌ها

starred review

بررسی ستاره‌دار

starred film

فیلم ستاره‌دار

starred cast

بازیگران ستاره‌دار

starred performance

اجای ستاره‌دار

starred article

مقاله ستاره‌دار

starred list

لیست ستاره‌دار

starred project

پروژه ستاره‌دار

starred song

آهنگ ستاره‌دار

starred book

کتاب ستاره‌دار

starred event

رویداد ستاره‌دار

جملات نمونه

the movie starred a famous actor.

فیلم با بازی یک بازیگر مشهور، اکران شد.

she has starred in several successful films.

او در چندین فیلم موفق بازی کرده است.

the play starred a talented young actress.

نمایش با بازی یک بازیگر جوان با استعداد، روی صحنه رفت.

he starred in a popular television series.

او در یک مجموعه تلویزیونی محبوب بازی کرد.

the documentary starred various experts in the field.

مستند با حضور کارشناسان مختلف در این زمینه، تولید شد.

they starred together in a romantic comedy.

آنها در کنار هم در یک کمدی رمانتیک بازی کردند.

the event starred several renowned musicians.

این رویداد با حضور چندین نوازنده مشهور، برگزار شد.

her performance starred her as the lead character.

اجرای او، او را در نقش شخصیت اصلی نشان داد.

the film festival will feature a movie that starred him.

جشنواره فیلم میزبان فیلمی خواهد بود که او در آن بازی کرده است.

he starred in a critically acclaimed drama.

او در یک درام تحسین شده منتقدین بازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید