stashed cash
پول پنهان
stashed away
دور پنهان شده
stashed goods
کالاهای پنهان
stashed items
وسایل پنهان
stashed secrets
رازهای پنهان
stashed supplies
تدارکات پنهان
stashed belongings
وسایل شخصی پنهان
stashed money
پول پنهان
stashed treasure
گنج پنهان
stashed evidence
دلایل پنهان
he stashed his savings under the floorboards.
او پس اندازهای خود را زیر تختههای کف پنهان کرد.
she stashed snacks in her backpack for the trip.
او میان وعده ها را برای سفر در کوله پشتی خود پنهان کرد.
they stashed the documents in a safe place.
آنها مدارک را در یک مکان امن پنهان کردند.
the thief stashed the stolen goods in an abandoned house.
سارق کالاهای مسروقه را در یک خانه متروکه پنهان کرد.
he stashed away some cash for emergencies.
او مقداری پول نقد برای مواقع اضطراری کنار گذاشت.
she stashed her old clothes in the attic.
او لباس های قدیمی خود را در زیر شیرآزی پنهان کرد.
they stashed away food supplies for the winter.
آنها مواد غذایی را برای زمستان کنار گذاشتند.
he stashed his favorite books on the shelf.
او کتاب های مورد علاقه خود را در قفسه قرار داد.
she stashed the gifts in the closet to surprise him.
او هدایا را در کمد پنهان کرد تا او را غافلگیر کند.
they stashed the evidence to avoid detection.
آنها مدارک را پنهان کردند تا از شناسایی جلوگیری کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید