stashed

[ایالات متحده]/stæʃt/
[بریتانیا]/stæʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل stash؛ پنهان کردن؛ مخفی کردن؛ کنار گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

stashed cash

پول پنهان

stashed away

دور پنهان شده

stashed goods

کالا‌های پنهان

stashed items

وسایل پنهان

stashed secrets

رازهای پنهان

stashed supplies

تدارکات پنهان

stashed belongings

وسایل شخصی پنهان

stashed money

پول پنهان

stashed treasure

گنج پنهان

stashed evidence

دلایل پنهان

جملات نمونه

he stashed his savings under the floorboards.

او پس اندازهای خود را زیر تخته‌های کف پنهان کرد.

she stashed snacks in her backpack for the trip.

او میان وعده ها را برای سفر در کوله پشتی خود پنهان کرد.

they stashed the documents in a safe place.

آنها مدارک را در یک مکان امن پنهان کردند.

the thief stashed the stolen goods in an abandoned house.

سارق کالاهای مسروقه را در یک خانه متروکه پنهان کرد.

he stashed away some cash for emergencies.

او مقداری پول نقد برای مواقع اضطراری کنار گذاشت.

she stashed her old clothes in the attic.

او لباس های قدیمی خود را در زیر شیرآزی پنهان کرد.

they stashed away food supplies for the winter.

آنها مواد غذایی را برای زمستان کنار گذاشتند.

he stashed his favorite books on the shelf.

او کتاب های مورد علاقه خود را در قفسه قرار داد.

she stashed the gifts in the closet to surprise him.

او هدایا را در کمد پنهان کرد تا او را غافلگیر کند.

they stashed the evidence to avoid detection.

آنها مدارک را پنهان کردند تا از شناسایی جلوگیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید