stashes

[ایالات متحده]/stæʃɪz/
[بریتانیا]/stæʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان‌های پنهان برای ذخیره‌سازی اشیاء
v. سوم شخص مفرد stash; برای ذخیره یا پنهان کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

secret stashes

گنجینه‌های مخفی

hidden stashes

گنجینه‌های پنهان

cash stashes

گنجینه‌های نقدی

food stashes

گنجینه‌های غذایی

treasure stashes

گنجینه‌های گرانبها

drug stashes

گنجینه‌های مواد مخدر

gold stashes

گنجینه‌های طلا

stash spots

محل‌های انبار

stash house

خانه انبار

stash bags

کیف‌های انبار

جملات نمونه

he stashes his money in a secret location.

او پول خود را در یک مکان مخفی پنهان می‌کند.

she stashes snacks in her desk for late-night cravings.

او برای رفع ولع شبانه، میان وعده‌ها را در کشوی میز خود پنهان می‌کند.

the thief stashes stolen goods in a hidden spot.

سارق کالا‌های دزدیده شده را در یک مکان پنهان پنهان می‌کند.

he stashes his favorite books on the top shelf.

او کتاب‌های مورد علاقه خود را در طبقه بالا پنهان می‌کند.

she stashes extra cash in her wallet just in case.

او فقط در صورت لزوم، پول نقد اضافی را در کیف پول خود پنهان می‌کند.

the kids stashes their toys under the bed.

بچه‌ها اسباب‌بازی‌های خود را زیر تخت پنهان می‌کنند.

he stashes important documents in a safe.

او اسناد مهم را در یک صندوق امن پنهان می‌کند.

she stashes her winter clothes in the attic during summer.

او لباس‌های زمستانی خود را در تابستان در زیرزمین پنهان می‌کند.

he stashes old photographs in a box for safekeeping.

او عکس‌های قدیمی را برای محافظت در یک جعبه پنهان می‌کند.

the gardener stashes seeds for the next planting season.

باغبانی بذرهای فصل کاشت بعدی را پنهان می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید