stat

[ایالات متحده]/stæt/
[بریتانیا]/stæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحدی از رادیواکتیویته؛ آرام
Word Forms
جمعstats
شکل سوم شخص مفردstats

عبارات و ترکیب‌ها

statistical analysis

تجزیه و تحلیل آماری

descriptive statistics

آمار توصیفی

statistical significance

اهمیت آماری

statistical software

نرم‌افزار آماری

statistical model

مدل آماری

جملات نمونه

The doctor ordered a stat blood test.

پزشک یک آزمایش خون فوری (استات) تجویز کرد.

We need to get these results stat.

ما باید این نتایج را بلافاصله (استات) بگیریم.

The patient needs stat medication.

بیمار به داروهای فوری (استات) نیاز دارد.

The team responded to the emergency stat.

تیم به سرعت به حالت اضطراری پاسخ داد.

Please send this message stat.

لطفاً این پیام را بلافاصله (استات) ارسال کنید.

The stat lab work is crucial for the diagnosis.

کار آزمایشگاهی فوری (استات) برای تشخیص بسیار مهم است.

She requested a stat meeting to discuss the issue.

او درخواست یک جلسه فوری (استات) برای بحث در مورد موضوع را داد.

The stat order was placed for the urgent supplies.

سفارش فوری (استات) برای تهیه مواد فوری ثبت شد.

The stat report needs to be reviewed immediately.

گزارش فوری (استات) باید فوراً بررسی شود.

The stat decision was made to avoid further delays.

تصمیم فوری (استات) برای جلوگیری از تاخیر بیشتر اتخاذ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید