check stats
چک کردن آمار
game stats
آمار بازی
stats show
نمایش آمار
raw stats
آمار خام
stats matter
اهمیت آمار
analyzing stats
تحلیل آمار
team stats
آمار تیم
key stats
آمار کلیدی
updated stats
آمار بهروز
stats prove
آمار اثبات میکنند
let's analyze the sales stats to see what's trending.
بیایید آمار فروش را تحلیل کنیم تا ببینیم چه چیزی در حال رونق است.
the team's stats show a significant improvement this season.
آمار تیم این فصل نشان دهنده بهبود معنی داری است.
we need to gather more stats before making a decision.
قبل از اتخاذ تصمیم، نیاز داریم بیشتر آمار جمع آوری کنیم.
can you pull up the website stats for last month?
آیا می توانید آمار وب سایت ماه گذشته را بیاورید؟
the injury impacted his stats negatively.
این زخم به طور منفی بر آمار او تأثیر گذاشته است.
reviewing the quarterly stats is part of my job.
بررسی آمارهای فصلی بخشی از کار من است.
the marketing team will present the campaign stats.
تیم بازاریابی آمارهای کمپین را ارائه خواهند کرد.
these stats don't reflect the whole picture.
این آمارها تمام تصویر را نشان نمی دهند.
compare the stats with last year's performance.
آمارها را با عملکرد سال گذشته مقایسه کنید.
the project's success can be measured by these stats.
موفقیت این پروژه می تواند با این آمارها اندازه گیری شود.
he's a stats-driven manager who values data.
او یک مدیر است که توسط آمارها رهبری می کند و داده ها را ارزش می دهد.
check stats
چک کردن آمار
game stats
آمار بازی
stats show
نمایش آمار
raw stats
آمار خام
stats matter
اهمیت آمار
analyzing stats
تحلیل آمار
team stats
آمار تیم
key stats
آمار کلیدی
updated stats
آمار بهروز
stats prove
آمار اثبات میکنند
let's analyze the sales stats to see what's trending.
بیایید آمار فروش را تحلیل کنیم تا ببینیم چه چیزی در حال رونق است.
the team's stats show a significant improvement this season.
آمار تیم این فصل نشان دهنده بهبود معنی داری است.
we need to gather more stats before making a decision.
قبل از اتخاذ تصمیم، نیاز داریم بیشتر آمار جمع آوری کنیم.
can you pull up the website stats for last month?
آیا می توانید آمار وب سایت ماه گذشته را بیاورید؟
the injury impacted his stats negatively.
این زخم به طور منفی بر آمار او تأثیر گذاشته است.
reviewing the quarterly stats is part of my job.
بررسی آمارهای فصلی بخشی از کار من است.
the marketing team will present the campaign stats.
تیم بازاریابی آمارهای کمپین را ارائه خواهند کرد.
these stats don't reflect the whole picture.
این آمارها تمام تصویر را نشان نمی دهند.
compare the stats with last year's performance.
آمارها را با عملکرد سال گذشته مقایسه کنید.
the project's success can be measured by these stats.
موفقیت این پروژه می تواند با این آمارها اندازه گیری شود.
he's a stats-driven manager who values data.
او یک مدیر است که توسط آمارها رهبری می کند و داده ها را ارزش می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید