staunched

[ایالات متحده]/stɔːntʃd/
[بریتانیا]/stɔːntʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشتهٔ participle از staunch

عبارات و ترکیب‌ها

staunched the flow

جریان را متوقف کرد

staunched the wound

زخم را بست

staunched the bleeding

خونریزی را متوقف کرد

staunched the protest

اعتراض را متوقف کرد

staunched the damage

آسیب را متوقف کرد

staunched the crisis

بحران را متوقف کرد

staunched the anger

خشم را متوقف کرد

staunched the rumors

شایعات را متوقف کرد

staunched the dissent

اختلاف نظر را متوقف کرد

جملات نمونه

the doctor staunched the bleeding quickly.

پزشک به سرعت خونریزی را متوقف کرد.

she staunched the flow of water with a cloth.

او جریان آب را با یک پارچه متوقف کرد.

he staunched the wound before calling for help.

او قبل از درخواست کمک زخم را بست.

the team staunched the damage from the storm.

تیم آسیب ناشی از طوفان را متوقف کرد.

they staunched their losses by cutting expenses.

آنها با کاهش هزینه ها تلفات خود را جبران کردند.

efforts were made to staunch the spread of the disease.

تلاش‌هایی برای متوقف کردن گسترش بیماری انجام شد.

the government worked to staunch the economic decline.

دولت برای متوقف کردن رکود اقتصادی تلاش کرد.

she staunched her tears and continued to speak.

او اشک های خود را پاک کرد و به صحبت ادامه داد.

he staunched the rumors circulating about him.

او شایعاتی که درباره او در حال گردش بودند را متوقف کرد.

the firefighter staunched the fire before it spread.

آتش نشان آتش را قبل از گسترش آن متوقف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید