steamy

[ایالات متحده]/'stiːmɪ/
[بریتانیا]/'stimi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پر از بخار؛ مرطوب و نمناک

عبارات و ترکیب‌ها

steamy shower

دوش بخار

hot and steamy

داغ و بخار

steamy romance novel

رمان عاشقانه بخار

steamy sauna

سونا بخار

steamy love scene

صحنه عاشقانه بخار

جملات نمونه

a small steamy kitchen.

یک آشپزخانه کوچک و بخارآلود.

the hot, steamy jungle.

جنگل داغ و بخارآلود.

steamy bed scenes which may be too hot for young fans.

صحنه های رختخواب بخارآلود که ممکن است برای طرفداران جوان خیلی داغ باشد.

The steamy room made me feel suffocated.

اتاق بخارآلود باعث شد احساس خفگی کنم.

I enjoy a steamy cup of tea in the morning.

من از یک فنجان چای بخارآلود در صبح لذت می برم.

The steamy romance novel kept me up all night.

رمان عاشقانه بخارآلود باعث شد تا دیروقت بیدار بمانم.

The steamy shower helped me relax after a long day.

دوش بخارآلود به من کمک کرد تا بعد از یک روز طولانی آرام بگیرم.

The steamy love scene in the movie was intense.

صحنه عاشقانه بخارآلود در فیلم بسیار شدید بود.

The steamy weather made it hard to breathe.

هوا بخارآلود نفس کشیدن را دشوار کرد.

The steamy sauna was a great way to unwind.

سونا بخارآلود راهی عالی برای آرامش بود.

She wiped the steamy mirror to see her reflection.

او آینه بخارآلود را پاک کرد تا تصویر خود را ببیند.

The steamy soup warmed me up on a cold day.

سوپ بخارآلود من را در یک روز سرد گرم کرد.

The steamy windows fogged up from the heat inside.

پنجره های بخارآلود از گرمای داخل مه گرفته بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید