steely

[ایالات متحده]/'stiːlɪ/
[بریتانیا]/'stili/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شبیه فولاد؛ غیرقابل انعطاف؛ خون سرد؛ سختگیر.
Word Forms
صفت تفضیلیsteelier
جمعsteelies

عبارات و ترکیب‌ها

steely determination

تصمیم قوی

steely resolve

اراده قوی

جملات نمونه

there was a steely edge to his questions.

در سوالات او لبه‌ای فولادی وجود داشت.

a hint of steely light showed that morning was on its way.

نشانه‌ای از نور فولادی نشان داد که صبح در راه است.

7.Clinical symptoms of sheep in zones A,B showed that ram and ewe were reduced reproductive performance,steely wolf,fall wool and lamb swayback.

7.علائم بالینی گوسفندان در مناطق A و B نشان داد که عملکرد تولیدمثری برهنگام و گوسفند ماده کاهش یافته، گرگ فولادی، کاهش پشم و قوس کمر بره وجود دارد.

steely determination to succeed

عزم فولادی برای موفقیت

steely determination to win

عزم فولادی برای پیروزی

steely determination to overcome obstacles

عزم فولادی برای غلبه بر موانع

steely determination to achieve goals

عزم فولادی برای دستیابی به اهداف

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید