steepled

[ایالات متحده]/ˈstiːpəld/
[بریتانیا]/ˈstiːpəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن یک نوک یا سقف تیز

عبارات و ترکیب‌ها

steepled fingers

انگشتان گنبدی

steepled hands

دست‌های گنبدی

steepled roof

سقف گنبدی

steepled church

کلیسای گنبدی

steepled tower

برج گنبدی

steepled design

طراحی گنبدی

steepled architecture

معماری گنبدی

steepled structure

ساختار گنبدی

steepled silhouette

سیلوئت گنبدی

steepled spire

سرتاسر گنبدی

جملات نمونه

the church steepled high above the town.

کلیسای با مناره بلند، بالای شهر قرار داشت.

he steepled his fingers while thinking.

او در حالی که فکر می‌کرد، انگشتان خود را به شکل مناره قرار می‌داد.

the architect designed a steepled roof for the building.

معمار سقف مناره‌ای برای ساختمان طراحی کرد.

she admired the steepled silhouette against the sunset.

او خطوط آسمان مناره‌ای را در برابر غروب آفتاب تحسین کرد.

the steepled structure was a landmark of the city.

ساختار مناره‌ای یک نقطه عطف در شهر بود.

during the meeting, he steepled his hands to show confidence.

در طول جلسه، او دست‌های خود را به شکل مناره قرار داد تا اعتماد به نفس خود را نشان دهد.

the steepled church was a popular tourist attraction.

کلیسای با مناره یک جاذبه توریستی محبوب بود.

she felt a sense of peace in the steepled chapel.

او در کلیسای مناره‌ای احساس آرامش کرد.

the children pointed at the steepled tower from afar.

کودکان از دور به برج مناره‌ای اشاره کردند.

he took a photo of the steepled skyline.

او از خط افق مناره‌ای عکس گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید