stickied

[ایالات متحده]/ˈstɪki/
[بریتانیا]/ˈstɪki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای کیفیت چسبندگی؛ مشخصه چسبندگی؛ مرطوب و ناخوشایند؛ دشوار برای مدیریت

عبارات و ترکیب‌ها

sticky situation

وضعیت چسبناک

sticky notes

یادداشت‌های چسبنده

sticky fingers

انگشتان چسبناک

sticky tape

نوار چسب

sticky rice

برنج چسبنده

sticky substance

ماده چسبناک

جملات نمونه

it was an unusually hot and sticky summer.

تابستان غیرمعمولاً گرم و چسبناک بود.

sticky cakes and pastries.

کیک‌ها و شیرینی‌های چسبناک.

the relationship is going through a sticky patch.

رابطه در حال گذر از یک دوره سخت است.

a sticky-fingered con artist.

یک کلاهبردار دزد.

a rather sticky diplomatic problem

یک مشکل دیپلماتیک نسبتاً چسبناک.

This sticky liquid empties slowly.

این مایع چسبناک به آرامی خالی می شود.

block up the holes with sticky tape.

سوراخ‌ها را با نوار چسب مسدود کنید.

there was a man vending sticky cakes and ices.

مردی بود که کیک و بستنی چسبناک می‌فروخت.

she felt hot and sticky and changed her clothes.

او احساس گرما و چسبندگی می‌کرد و لباس عوض کرد.

experts measure the attractiveness of pages by how sticky they are.

متخصصان جذابیت صفحات را بر اساس میزان چسبندگی آن‌ها می‌سنجند.

I might be on a sticky wicket if I used that line.

اگر از آن خط استفاده کنم، ممکن است در موقعیت دشواری قرار بگیرم.

High inflation meant that her business went through a sticky patch.

تورم بالا باعث شد که کسب و کار او با دوره ای دشوار مواجه شود.

South American herb with sticky glandular foliage; source of madia oil.

گیاه دارویی آمریکای جنوبی با پوشش برگي غده‌ای چسبناک؛ منبع روغن مادیا.

We use sticky paper tape to stick things together.

ما از نوار چسب کاغذی برای چسباندن چیزها به هم استفاده می کنیم.

the child seemed fastidious about getting her fingers sticky or dirty.

کودک به گرفتن انگشتان چسبناک یا کثیف بسیار سخت‌گیر بود.

Only oafs read the Summer and Winter, and they always come to a sticky end.

فقط افراد دست و پا چلفتی تابستان و زمستان را می‌خوانند و همیشه به سرنوشتی بد دچار می‌شوند.

My fingers gummed together as the sticky candy melted in my hand.

انگشتانم به هم چسبیدند زیرا آب نبات چسبناک در دستم آب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید