stinginesses

[ایالات متحده]/ˈstɪndʒɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈstɪndʒɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت عدم تمایل به خرج کردن پول

عبارات و ترکیب‌ها

stinginesses in business

خلأها در کسب و کار

stinginesses of wealth

خلأهای ثروت

stinginesses of spirit

خلأهای روحیه

stinginesses in giving

خلأها در بخشش

stinginesses of time

خلأهای زمان

stinginesses in friendship

خلأها در دوستی

stinginesses of resources

خلأهای منابع

stinginesses of love

خلأهای عشق

stinginesses in support

خلأها در حمایت

stinginesses of attention

خلأهای توجه

جملات نمونه

his stinginesses often lead to misunderstandings with friends.

اوجاد او اغلب منجر به سوء تفاهم با دوستان می شود.

people tend to avoid him because of his stinginesses.

افراد اغلب به دلیل خسوداری او از او دوری می کنند.

her stinginesses are well-known in the community.

خسوداری او در جامعه به خوبی شناخته شده است.

his stinginesses affect his relationships negatively.

خسوداری او به طور منفی بر روابط او تأثیر می گذارد.

despite his wealth, his stinginesses are quite surprising.

با وجود ثروت او، خسوداری او بسیار عجیب است.

stinginesses can sometimes mask deeper insecurities.

خسوداری گاهی اوقات می تواند ناامنی های عمیق تر را پنهان کند.

her stinginesses made it hard for her to enjoy life.

خسوداری او باعث شد که از زندگی لذت نبرد.

he often justifies his stinginesses as being frugal.

او اغلب خسوداری خود را به عنوان صرفه جویی توجیه می کند.

stinginesses can lead to isolation over time.

خسوداری می تواند در طول زمان منجر به انزوا شود.

many people see his stinginesses as a flaw in his character.

بسیاری از مردم خسوداری او را به عنوان یک نقص در شخصیت او می بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید