stitchings

[ایالات متحده]/ˈstɪtʃɪŋz/
[بریتانیا]/ˈstɪtʃɪŋz/

ترجمه

v. عمل دوختن یا تعمیر کردن (فعل حال از stitch)
n. دوخت یا بخیه‌ای که برای پیوستن مواد انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

fine stitchings

قفس‌دوزی ظریف

intricate stitchings

قفس‌دوزی پیچیده

colorful stitchings

قفس‌دوزی رنگارنگ

decorative stitchings

قفس‌دوزی تزئینی

visible stitchings

قفس‌دوزی قابل مشاهده

handmade stitchings

قفس‌دوزی دست‌ساز

machine stitchings

قفس‌دوزی ماشینی

neat stitchings

قفس‌دوزی مرتب

bold stitchings

قفس‌دوزی برجسته

hidden stitchings

قفس‌دوزی پنهان

جملات نمونه

her dress was adorned with beautiful stitchings.

لباس او با گلدوزی های زیبا تزئین شده بود.

the stitchings on the quilt were intricate and colorful.

گلدوزی های روی لحاف پیچیده و رنگارنگ بودند.

he admired the fine stitchings of the handmade leather bag.

او از گلدوزی های ظریف کیف چرمی دست‌ساز تحسین کرد.

the tailor explained the importance of stitchings in garment making.

خیاط اهمیت گلدوزی در تولید لباس را توضیح داد.

she carefully inspected the stitchings for any loose threads.

او با دقت گلدوزی ها را برای هرگونه نخ شل بررسی کرد.

the stitchings on the canvas added durability to the backpack.

گلدوزی های روی بوم دوام را به کوله پشتی اضافه کرد.

creative stitchings can enhance the overall design of clothing.

گلدوزی های خلاقانه می توانند طراحی کلی لباس را ارتقا دهند.

she learned various stitchings techniques during the sewing class.

او در طول کلاس خیاطی تکنیک های مختلف گلدوزی را آموخت.

the artist used colorful stitchings to create a unique tapestry.

هنرمند از گلدوزی های رنگارنگ برای ایجاد یک گلیم منحصر به فرد استفاده کرد.

he often repairs his clothes by reinforcing the stitchings.

او اغلب لباس های خود را با تقویت گلدوزی تعمیر می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید