stobs

[ایالات متحده]/stɒbz/
[بریتانیا]/stɑbz/

ترجمه

n. جمع stob: یک چوب کوتاه، پایسته یا نگهبان
v. سوم شخص جمع حاضر stob: به معنای شیطنت یا نفوذ کردن

عبارات و ترکیب‌ها

broken stobs

چوب‌های شکسته

sharp stobs

چوب‌های تیز

old stobs

چوب‌های قدیمی

wooden stobs

چوب‌های چوبی

pile of stobs

پشیمان چوب‌ها

stobs and stones

چوب‌ها و سنگ‌ها

stobs in the field

چوب‌های در میدان

rusty stobs

چوب‌های زنگ‌زدگی

stobbing stobs

چوب‌های چوب‌زنی

stobbed with stobs

چوب‌های چوب‌زده شده

جملات نمونه

the farmer used stobs to mark the boundary of his field.

کشاورز از چوب‌های تیز برای مشخص کردن مرز زمین خود استفاده کرد.

we need to secure the fence with some wooden stobs.

ما نیاز داریم که با چوب‌های چوبی برای امنیت بام بهره‌مند شویم.

the stobs were driven deep into the ground.

چوب‌ها به عمق زیادی در زمین فرو رفته بودند.

several stobs protruded from the old fence.

چندین چوب از بام قدیمی بیرون زده بودند.

he hammered the stobs into the soil to create a barrier.

او چوب‌ها را در خاک فرو می‌زد تا یک مانع ایجاد کند.

the stobs rotted over time due to moisture.

چوب‌ها به دلیل رطوبت با گذشت زمان فساد یافتند.

we replaced the broken stobs with new ones.

ما چوب‌های شکسته را با چوب‌های جدید جایگزین کردیم.

the stobs formed a rough line across the meadow.

چوب‌ها یک خط خشن را از طول میدان تشکیل دادند.

children used stobs to play games in the backyard.

کودکان از چوب‌ها برای بازی در بازیگاه استفاده می‌کردند.

the stobs were arranged in a neat row.

چوب‌ها در یک ردیف مرتب قرار داده شدند.

old stobs can be recycled for other projects.

چوب‌های قدیمی می‌توانند برای پروژه‌های دیگر بازیافت شوند.

we gathered stobs from the forest floor.

ما چوب‌ها را از زمین جنگل جمع آوری کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید