stockinged

[ایالات متحده]/'stɔkiŋd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جوراب پوشیدن؛ جوراب پوشیدن اما بدون کفش.
Word Forms
زمان گذشتهstockinged
قسمت سوم فعلstockinged

جملات نمونه

she stood five feet ten in her stockinged feet.

قد او با جوراب‌هایش پنج فوت و ده اینچ بود.

Our feet were too sore to put into shoes, so we walked home in our stockinged feet.

پاهای ما خیلی درد می‌کردند که بخواهیم کفش بپوشیم، بنابراین با پای‌های پوشیده به جوراب به خانه رفتیم.

She wore stockinged feet to avoid making noise.

او برای جلوگیری از ایجاد صدا، جوراب به پا کرد.

The stockinged mannequin displayed the latest fashion trends.

مانکن جورابی آخرین ترندهای مد را به نمایش گذاشت.

He admired her stockinged legs as she walked away.

او به پای‌های جورابی او نگاه کرد، در حالی که دور می‌شد.

The stockinged cat knocked over a vase.

گربه جورابی یک گلدان را واژگون کرد.

She felt elegant in her stockinged attire.

او در لباس جورابی خود احساس شیک بودن کرد.

The stockinged dancer gracefully moved across the stage.

رقصنده جورابی به طور ظریف روی صحنه حرکت کرد.

He slipped on the stockinged floor.

او روی کف جورابی لیز خورد.

The stockinged lady adjusted her skirt.

خانم جورابی دامن خود را مرتب کرد.

The stockinged child ran around the house.

کودک جورابی در اطراف خانه می‌دوید.

The stockinged thief left footprints behind.

سارق جورابی ردپای خود را پشت سر گذاشت.

نمونه‌های واقعی

Portia moved slowly around the kitchen in her stockinged feet and her father followed her with his eyes.

پورشیا به آرامی در آشپزخانه با پای پوشیده به جوراب قدم زد و پدرش او را با چشم دنبال کرد.

منبع: The heart is a lonely hunter.

When Grandet had gone to bed Nanon came softly to Eugenie's room in her stockinged feet and showed her a pate baked in a saucepan.

وقتی گراندت به رختخواب رفت، نانون به آرامی به اتاق اوژن با پای پوشیده به جوراب آمد و یک پاته را که در یک تابه پخته شده بود به او نشان داد.

منبع: Eugénie Grandet

Tommy bent down and removed his shoes, then, leaving them behind the curtain, he walked gingerly out on his stockinged feet, and kneeling down by the closed door he laid his ear cautiously to the crack.

تامی خم شد و کفشش را درآورد، سپس آن‌ها را پشت پرده رها کرد و با پای پوشیده به جوراب با احتیاط از اتاق بیرون رفت و زانو زده کنار در بسته گوش خود را با احتیاط به شکاف چسباند.

منبع: Hidden danger

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید