unstockinged

[ایالات متحده]/ʌnˈstɒkɪŋd/
[بریتانیا]/ʌnˈstɑːkɪŋd/

ترجمه

adj. بدون جوراب شلواری

عبارات و ترکیب‌ها

unstockinged feet

پاهای بدون جوراب

unstockinged legs

پاهای بدون جوراب

unstockinged appearance

ظاهر بدون جوراب

unstockinged style

سبک بدون جوراب

unstockinged look

ظاهر بدون جوراب

unstockinged women

زنان بدون جوراب

unstockinged fashion

مد بدون جوراب

unstockinged trend

روند بدون جوراب

unstockinged elegance

ظرافت بدون جوراب

unstockinged choice

انتخاب بدون جوراب

جملات نمونه

she walked gracefully, unstockinged, along the beach.

او با وقار و بدون جوراب، در امتداد ساحل قدم زد.

the model posed unstockinged for the fashion shoot.

مدل بدون جوراب برای تست مد ژست گرفت.

he preferred to go unstockinged at home for comfort.

او ترجیح می داد به دلیل راحتی، بدون جوراب در خانه باشد.

during the summer, she often wore unstockinged sandals.

در طول تابستان، او اغلب صندل های بدون جوراب می پوشید.

the dancer performed unstockinged, showcasing her movements.

رقاص بدون جوراب اجرا کرد و حرکات خود را به نمایش گذاشت.

unstockinged feet felt the cool grass beneath her.

پاهای بدون جوراب، حس دمای خنک چمن را داشتند.

she loved the feeling of being unstockinged in her garden.

او حس بودن بدون جوراب در باغ خود را دوست داشت.

the fashion trend included unstockinged looks for summer.

روند مد شامل ظاهری بدون جوراب برای تابستان بود.

he walked unstockinged on the soft sand.

او بدون جوراب روی شن های نرم قدم زد.

she felt free and unstockinged during her vacation.

او در طول تعطیلات خود احساس آزادی و بدون جوراب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید