stooping down
خم شدن
stooping over
خم شدن بر روی
stooping low
خم شدن پایین
stooping forward
خم شدن به جلو
stooping gait
راه رفتن خمیده
stooping posture
وضعیت بدنی خمیده
stooping stance
وضعیت ایستاده خمیده
stooping action
عمل خم شدن
stooping position
وضعیت خمیده
stooping behavior
رفتار خمیده
he was stooping to pick up the fallen book.
او برای برداشتن کتاب افتاده خم شده بود.
the gardener was stooping over the flowers to inspect them.
باغبانی برای بررسی گل ها خم شده بود.
she saw him stooping to tie his shoelaces.
او دید که او برای بستن بند کفشش خم شده است.
stooping can cause back pain if done frequently.
خم شدن می تواند باعث درد کمر شود اگر به طور مکرر انجام شود.
he was stooping down to talk to the child.
او برای صحبت با کودک خم شده بود.
the old man was stooping as he walked down the street.
مرد پیر در حالی که در خیابان راه می رفت خم بود.
she was stooping to gather the fallen leaves.
او برای جمع کردن برگ های افتاده خم شده بود.
after stooping for a long time, he straightened up.
پس از خم شدن برای مدت طولانی، او صاف شد.
he noticed her stooping to look at the ground.
او متوجه شد که او برای نگاه کردن به زمین خم شده است.
stooping to help someone can be a kind gesture.
خم شدن برای کمک به کسی می تواند یک حرکت خوب باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید