stopple the bottle
جلوگیری از جاری شدن از بطری
stopple the hole
پر کردن سوراخ
stopple the leak
مسدود کردن نشتی
stopple the pipe
مسدود کردن لوله
stopple the gap
پر کردن شکاف
stopple the drain
مسدود کردن زهکشی
stopple the vent
مسدود کردن دریچه تهویه
stopple the wound
بستن زخم
stopple the entry
مسدود کردن ورودی
stopple the source
مسدود کردن منبع
we need to stopple the leak in the pipe.
ما باید نشتی در لوله را مسدود کنیم.
he used a cork to stopple the bottle.
او از یک دربوشه برای مسدود کردن بطری استفاده کرد.
they stoppled the hole to prevent water from entering.
آنها سوراخ را مسدود کردند تا از ورود آب جلوگیری کنند.
she decided to stopple the draft coming from the window.
او تصمیم گرفت جریان هوای سردی که از پنجره می آمد را مسدود کند.
we should stopple the chimney to keep out the rain.
ما باید دودکش را مسدود کنیم تا از ورود باران جلوگیری کنیم.
he forgot to stopple the jar after using the contents.
او بعد از استفاده از محتویات فراموش کرد که بانکه را مسدود کند.
to preserve the wine, always stopple the bottle tightly.
برای حفظ شراب، همیشه بطری را به طور محکم مسدود کنید.
they used a rubber stopper to stopple the test tube.
آنها از یک دربوشه لاستیکی برای مسدود کردن لوله آزمایش استفاده کردند.
make sure to stopple the container before storing it.
مطمئن شوید که قبل از نگهداری آن ظرف را مسدود کنید.
he had to stopple the hole in the wall to fix the insulation.
او مجبور شد سوراخ دیوار را مسدود کند تا عایق را تعمیر کند.
stopple the bottle
جلوگیری از جاری شدن از بطری
stopple the hole
پر کردن سوراخ
stopple the leak
مسدود کردن نشتی
stopple the pipe
مسدود کردن لوله
stopple the gap
پر کردن شکاف
stopple the drain
مسدود کردن زهکشی
stopple the vent
مسدود کردن دریچه تهویه
stopple the wound
بستن زخم
stopple the entry
مسدود کردن ورودی
stopple the source
مسدود کردن منبع
we need to stopple the leak in the pipe.
ما باید نشتی در لوله را مسدود کنیم.
he used a cork to stopple the bottle.
او از یک دربوشه برای مسدود کردن بطری استفاده کرد.
they stoppled the hole to prevent water from entering.
آنها سوراخ را مسدود کردند تا از ورود آب جلوگیری کنند.
she decided to stopple the draft coming from the window.
او تصمیم گرفت جریان هوای سردی که از پنجره می آمد را مسدود کند.
we should stopple the chimney to keep out the rain.
ما باید دودکش را مسدود کنیم تا از ورود باران جلوگیری کنیم.
he forgot to stopple the jar after using the contents.
او بعد از استفاده از محتویات فراموش کرد که بانکه را مسدود کند.
to preserve the wine, always stopple the bottle tightly.
برای حفظ شراب، همیشه بطری را به طور محکم مسدود کنید.
they used a rubber stopper to stopple the test tube.
آنها از یک دربوشه لاستیکی برای مسدود کردن لوله آزمایش استفاده کردند.
make sure to stopple the container before storing it.
مطمئن شوید که قبل از نگهداری آن ظرف را مسدود کنید.
he had to stopple the hole in the wall to fix the insulation.
او مجبور شد سوراخ دیوار را مسدود کند تا عایق را تعمیر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید