straggles

[ایالات متحده]/ˈstræɡlz/
[بریتانیا]/ˈstræɡəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پخش شدن یا دور شدن از یک گروه؛ پراکنده یا بی‌نظم بودن؛ عقب‌ماندن یا از قافله جا ماندن؛ دیر شدن یا کند بودن

عبارات و ترکیب‌ها

straggles behind

عقب مانده

straggles along

همراه با عقب ماندن

straggles away

دور شده

straggles off

از راه منحرف شده

straggles in

وارد شده

straggles out

بیرون آمده

straggles back

برگشته

straggles forth

به جلو

straggles together

در کنار هم

straggles home

به خانه بازگشته

جملات نمونه

the team straggles behind the leader during the hike.

تیم در طول پیاده‌روی از رهبر عقب می‌ماند.

she straggles to keep up with her friends while jogging.

او در حالی که می‌دود تلاش می‌کند با دوستانش همراه باشد.

the students often straggles into class after the bell rings.

دانشجویان اغلب پس از زنگ مدرسه وارد کلاس می‌شوند.

as the race began, a few competitors straggles at the back.

همانطور که مسابقه شروع شد، چند رقیب در عقب قرار گرفتند.

during the field trip, some kids straggles away from the group.

در طول سفر مدرسه، برخی از بچه‌ها از گروه جدا شدند.

the dog straggles behind its owner on the walk.

سگ در حالی که صاحبش قدم می‌زند، پشت سر او می‌ماند.

he tends to straggles when he is not focused on the task.

وقتی روی کار متمرکز نیست، تمایل دارد عقب بماند.

the last few runners always straggles to finish the marathon.

چندین نفر آخر همیشه برای اتمام ماراتن عقب می‌مانند.

in a group project, some members may straggles in contributing.

در یک پروژه گروهی، ممکن است برخی از اعضا در مشارکت عقب بمانند.

as the sun set, the hikers straggles back to the camp.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، کوهنوردان به سمت کمپ بازگشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید