strainers

[ایالات متحده]/ˈstreɪnəz/
[بریتانیا]/ˈstreɪnɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه‌هایی که برای جدا کردن ماده جامد از مایع استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen strainers

صافی‌های آشپزخانه

fine strainers

صافی‌های ریز

mesh strainers

صافی‌های مشبک

colander strainers

صافی‌های کلاه‌دار

tea strainers

صافی‌های چای

pasta strainers

صافی‌های پاستا

food strainers

صافی‌های مواد غذایی

stainless strainers

صافی‌های استیل

bowl strainers

صافی‌های کاسه ای

large strainers

صافی‌های بزرگ

جملات نمونه

she used the strainers to rinse the vegetables.

او از صافی‌ها برای شستن سبزیجات استفاده کرد.

make sure to clean the strainers after each use.

مطمئن شوید که بعد از هر بار استفاده، صافی‌ها را تمیز کنید.

the chef prefers metal strainers for durability.

سرآشپز به دلیل دوام، صافی‌های فلزی را ترجیح می‌دهد.

strainers are essential tools in any kitchen.

صافی‌ها ابزارهای ضروری در هر آشپزخانه هستند.

she bought a set of strainers in different sizes.

او مجموعه‌ای از صافی‌ها با اندازه‌های مختلف خرید.

using strainers helps to remove impurities from liquids.

استفاده از صافی‌ها به حذف ناخالصی‌ها از مایعات کمک می‌کند.

he poured the pasta into the strainers to drain the water.

او پاستا را در صافی‌ها ریخت تا آب آن خارج شود.

strainers can also be used for brewing tea.

صافی‌ها را می‌توان برای دم کردن چای نیز استفاده کرد.

don't forget to buy new strainers for the kitchen.

فراموش نکنید که برای آشپزخانه صافی‌های جدید بخرید.

she demonstrated how to use the strainers effectively.

او نحوه استفاده موثر از صافی‌ها را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید