strappers

[ایالات متحده]/ˈstræpə/
[بریتانیا]/ˈstræpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارگر باندپیچی (دستگاه)؛ مرد عضلانی؛ مرد عضلانی عامیانه

عبارات و ترکیب‌ها

heavy strapper

سگک سنگین

strapper tool

ابزار بست‌بندی

strapper machine

دستگاه بست‌بندی

strapper belt

کمربند بست‌بندی

strapper system

سیستم بست‌بندی

strapper kit

کیت بست‌بندی

strapper setup

راه‌اندازی بست‌بندی

strapper device

دستگاه بست‌بندی

strapper clamp

گیره بست‌بندی

strapper handle

دسته بست‌بندی

جملات نمونه

the strapper secured the cargo tightly.

سوارکار بار را به طور محکم بست.

she used a strapper to hold the package together.

او از یک سوارکار برای نگه داشتن بسته استفاده کرد.

the strapper is essential for transporting goods.

سوارکار برای حمل کالا ضروری است.

he worked as a strapper in the shipping department.

او به عنوان یک سوارکار در بخش حمل و نقل کار می کرد.

the strapper broke during the loading process.

سوارکار در حین فرآیند بارگیری شکست.

using a strapper can prevent damage to the items.

استفاده از یک سوارکار می تواند از آسیب دیدن وسایل جلوگیری کند.

she learned how to be a proficient strapper.

او یاد گرفت که چگونه یک سوارکار ماهر باشد.

the strapper was made of durable materials.

سوارکار از مواد بادوام ساخته شده بود.

they hired a strapper to assist with the heavy lifting.

آنها یک سوارکار را برای کمک به بلند کردن اجسام سنگین استخدام کردند.

the strapper helped organize the supplies efficiently.

سوارکار به سازماندهی کارآمد لوازم کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید