strawed

[ایالات متحده]/strɔːd/
[بریتانیا]/strɔd/

ترجمه

adj. ساخته شده از یا پوشیده شده با کاه; از ارزش یا اهمیت کم
n. (کاه) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

strawed hat

کلاه حصیری

strawed bed

تخت حصیری

strawed field

زمین حصیری

strawed floor

کف حصیری

strawed basket

سبد حصیری

strawed roof

سقف حصیری

strawed path

مسیر حصیری

strawed garden

باغ حصیری

strawed chair

صندلی حصیری

strawed fence

نرده حصیری

جملات نمونه

the garden was strawed with colorful flowers.

باغ با گل‌های رنگارنگ پوشیده شده بود.

they strawed the ground to keep the moisture in.

آنها زمین را پوشاندند تا رطوبت را حفظ کنند.

the farmer strawed the hay in the barn.

کشاورز علف را در طویله پخش کرد.

she strawed the table with a beautiful tablecloth.

او میز را با یک رومیزی زیبا پوشاند.

they strawed the path to make it easier to walk.

آنها مسیر را پوشاندند تا راه رفتن آسان‌تر شود.

the children strawed the yard with leaves.

کودکان حیاط را با برگ پوشاندند.

he strawed the cake with powdered sugar.

او کیک را با پودر قند پوشاند.

she strawed the field with wildflowers.

او مزرعه را با گل‌های وحشی پوشاند.

the artist strawed the canvas with bright colors.

هنرمند بوم نقاشی را با رنگ‌های روشن پوشاند.

they strawed the area with straw to prevent weeds.

آنها منطقه را با کاه پوشاندند تا از رشد علف‌های هرز جلوگیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید