formed

[ایالات متحده]/fɔ:md/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شکل‌دار; دارای شکل مشخص
v. پردازش شده به شکل خاص (زمان گذشته‌ی form)

عبارات و ترکیب‌ها

newly formed

به تازگی شکل گرفته

well-formed

به خوبی فرمت شده

be formed with

با استفاده از شکل گرفته شود

well formed

به خوبی شکل گرفته

formed steel

فولاد شکل گرفته

be formed from

از آن شکل گرفته شود

جملات نمونه

The village was formed of semicircle huts.

دهکده از کلبه‌های به شکل نیم‌دایره تشکیل شده بود.

the company was formed in 1982.

شرکت در سال 1982 تاسیس شد.

formed an aversion to crowds.

بی‌علاقگی به جمعیت ایجاد کرد.

The company was formed with 2000 shares.

شرکت با 2000 سهم تاسیس شد.

S-formed on the cold pitcher.

S-شکل روی پارچ سرد.

The soldiers formed into a line.

سربازان در یک خط صف آرایی کردند.

They formed the dome with the tree's branches.

آنها با شاخه‌های درخت، گنبد را ساختند.

She formed the dough into squares.

او خمیر را به شکل مربع درآورد.

They formed an army out of rabble.

آنها یک ارتش از آشوب‌طلبان تشکیل دادند.

They formed a boat out of concrete.

آنها یک قایق از بتن ساختند.

a newly formed political party

یک حزب سیاسی تازه تاسیس شده

A crowd of onlookers formed around the fight.

گروهی از تماشاچیان دور نبرد جمع شدند.

American troops formed the spearhead of the attack.

نیروهای آمریکایی نوک حمله را تشکیل دادند.

He had formed an unfavorable opinion of my work.

او یک نظر نامطلوب در مورد کار من شکل داده بود.

The environmentalists formed their own party.

فعالیت‌گرایان محیط‌زیست یک حزب جداگانه تشکیل دادند.

he formed an attachment with a young widow.

او با یک زن بیوه جوان ارتباطی برقرار کرد.

the skeleton is formed of a corneous substance.

اسکلت از یک ماده گوشتی تشکیل شده است.

pebbles formed by the deposition of calcium in solution.

سنگریزه های تشکیل شده از رسوب کلسیم در محلول.

نمونه‌های واقعی

So it moves around, it squirms until a shape is formed.

اینجا حرکت می‌کند، می‌چرخد تا اینکه یک شکل شکل بگیرد.

منبع: TED Talks (Video Edition) February 2019 Collection

This is how sinkholes are formed.

اینگونه است که چاله‌های ناگهانی شکل می‌گیرند.

منبع: CNN Listening Compilation August 2013

I love the way that Voldemort was formed.

من شیوه شکل‌گیری ولدمورت را دوست دارم.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Without it the chicken eggshell could not be formed.

بدون آن، پوسته تخم مرغ نمی‌توانست شکل بگیرد.

منبع: Scientific World

Voting had to be extended in some places after long queues formed.

پس از تشکیل صف‌های طولانی، رای گیری باید در برخی مکان‌ها تمدید شود.

منبع: BBC Listening Collection March 2013

They are believed to be formed from collapsed stars.

اینطور تصور می‌شود که آنها از ستارگان فرو ریخته شده تشکیل شده‌اند.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

A committee will be formed to investigate the incident.

یک کمیته برای بررسی این حادثه تشکیل خواهد شد.

منبع: CRI Online January 2021 Collection

Rodham introduces a Hillary almost fully formed, at law school.

رودام یک هیلاری را تقریباً به طور کامل شکل داده، در دانشکده حقوق.

منبع: Time

Well, it has to do with how planets are formed.

خب، مربوط به نحوه شکل‌گیری سیارات است.

منبع: One Hundred Thousand Whys

And as we decide and choose, so are our lives formed.

و همانطور که تصمیم می‌گیریم و انتخاب می‌کنیم، زندگی ما نیز شکل می‌گیرد.

منبع: 100 Classic English Essays for Recitation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید