built

[ایالات متحده]/bɪlt/
[بریتانیا]/bilt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vpast participle of build
adj. ساخته شده (adjective)

عبارات و ترکیب‌ها

built to last

ساخته شده برای دوام

built for speed

ساخته شده برای سرعت

built in

ساخته شده در

built from scratch

ساخته شده از صفر

built on trust

ساخته شده بر اساس اعتماد

built to scale

قابل مقیاس‌سازی

built with care

ساخته شده با دقت

built for comfort

ساخته شده برای راحتی

built for durability

ساخته شده برای دوام

built to perform

ساخته شده برای عملکرد

جملات نمونه

the house was built in 1995.

خانه در سال 1995 ساخته شد.

they built a strong relationship over the years.

آنها در طول سال‌ها یک رابطه قوی ایجاد کردند.

the bridge was built to connect the two cities.

پل برای اتصال دو شهر ساخته شد.

she built her career on hard work and dedication.

او حرفه خود را بر اساس سخت‌کوشی و تعهد بنا کرد.

he built a model airplane from scratch.

او یک هواپیمای مدل را از ابتدا ساخت.

the school was built to accommodate more students.

مدرسه برای پذیرش دانش آموزان بیشتر ساخته شد.

they built a new park in the neighborhood.

آنها یک پارک جدید در محله ساختند.

the company built a reputation for quality service.

شرکت یک شهرت برای خدمات با کیفیت ایجاد کرد.

she built a website to showcase her art.

او یک وب سایت برای نمایش هنر خود ساخت.

he built a treehouse for his children.

او یک کلبه‌ای درختی برای فرزندانش ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید