streaking

[ایالات متحده]/ˈstriːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstriːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل دویدن برهنه در یک مکان عمومی؛ یک نوار یا خط

عبارات و ترکیب‌ها

streaking lights

نورهای درخشان

streaking stars

ستاره‌های درخشان

streaking athlete

دوچرخه‌سوار در حال دویدن

streaking colors

رنگ‌های درخشان

streaking paint

رنگ در حال پخش شدن

streaking comet

کومتی در حال حرکت سریع

streaking rain

باران در حال سرازیر شدن

streaking fire

آتش در حال گسترش

streaking motion

حرکت سریع

streaking shadows

سایه‌های در حال حرکت

جملات نمونه

he was caught streaking across the football field.

او در حال دویدن بر روی زمین فوتبال دستگیر شد.

streaking became a popular trend at college campuses.

دویدن برهنه به یک روند محبوب در محوطه دانشگاه تبدیل شد.

they laughed at the idea of streaking during the game.

آنها ایده دویدن برهنه در حین بازی را مسخره کردند.

streaking can lead to unexpected consequences.

دویدن برهنه می تواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.

she decided to join her friends in streaking for fun.

او تصمیم گرفت برای تفریح به دویدن برهنه با دوستانش بپیوندد.

the crowd cheered as he started streaking.

با شروع دویدن برهنه او، جمعیت تشویق کردند.

streaking is often seen as a rebellious act.

دویدن برهنه اغلب به عنوان یک عمل نافرمانانه تلقی می شود.

he regretted streaking after realizing the consequences.

پس از درک عواقب، او پشیمان بود که دویدن برهنه کرده است.

streaking events are sometimes organized for charity.

رویدادهای دویدن برهنه گاهی برای کمک به خیریه برگزار می شوند.

they were inspired by a movie to try streaking.

آنها از یک فیلم الهام گرفتند تا دویدن برهنه را امتحان کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید