streaking lights
نورهای درخشان
streaking stars
ستارههای درخشان
streaking athlete
دوچرخهسوار در حال دویدن
streaking colors
رنگهای درخشان
streaking paint
رنگ در حال پخش شدن
streaking comet
کومتی در حال حرکت سریع
streaking rain
باران در حال سرازیر شدن
streaking fire
آتش در حال گسترش
streaking motion
حرکت سریع
streaking shadows
سایههای در حال حرکت
he was caught streaking across the football field.
او در حال دویدن بر روی زمین فوتبال دستگیر شد.
streaking became a popular trend at college campuses.
دویدن برهنه به یک روند محبوب در محوطه دانشگاه تبدیل شد.
they laughed at the idea of streaking during the game.
آنها ایده دویدن برهنه در حین بازی را مسخره کردند.
streaking can lead to unexpected consequences.
دویدن برهنه می تواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.
she decided to join her friends in streaking for fun.
او تصمیم گرفت برای تفریح به دویدن برهنه با دوستانش بپیوندد.
the crowd cheered as he started streaking.
با شروع دویدن برهنه او، جمعیت تشویق کردند.
streaking is often seen as a rebellious act.
دویدن برهنه اغلب به عنوان یک عمل نافرمانانه تلقی می شود.
he regretted streaking after realizing the consequences.
پس از درک عواقب، او پشیمان بود که دویدن برهنه کرده است.
streaking events are sometimes organized for charity.
رویدادهای دویدن برهنه گاهی برای کمک به خیریه برگزار می شوند.
they were inspired by a movie to try streaking.
آنها از یک فیلم الهام گرفتند تا دویدن برهنه را امتحان کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید