stretchies

[ایالات متحده]/'stretʃɪ/
[بریتانیا]/'strɛtʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. الاستیک

عبارات و ترکیب‌ها

stretchy fabric

پارچه کشسان

stretchy material

جنس کشسان

comfortable stretchy fit

مناسب کشسان و راحت

stretchy waistband

کشاله شلوار کشسان

stretchy leggings

طوق‌های کشسان

جملات نمونه

She wore a stretchy yoga pants to the gym.

او شلوار جیم یوگا کشسان پوشید.

The material of the leggings is very stretchy.

جنس ستاره‌وارها بسیار کشسان است.

I prefer stretchy fabrics for my workout clothes.

من پارچه‌های کشسان را برای لباس‌های ورزشی خود ترجیح می‌دهم.

The waistband on these pants is not very stretchy.

کش‌مؤی این شلوارها خیلی کشسان نیست.

She bought a stretchy headband to keep her hair in place.

او یک هدبند کشسان خرید تا موهایش را در جای خود نگه دارد.

His favorite type of socks are the stretchy ones.

نوع مورد علاقه جوراب‌های او، جوراب‌های کشسان هستند.

The rubber band is stretchy enough to hold the papers together.

کش لاستیکی به اندازه‌ای کشسان است که بتواند کاغذها را کنار هم نگه دارد.

The baby's onesie is made of a soft and stretchy fabric.

سرهمی نوزاد از پارچه نرم و کشسان ساخته شده است.

The elastic in the waistband of the skirt makes it stretchy.

کش موجود در کمربند دامن آن را کشسان می‌کند.

She loves wearing stretchy tops for comfort.

او عاشق پوشیدن تاپ‌های کشسان برای راحتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید