quality leather is pliable and will not crack.
چرم باکیفیت انعطاف پذیر است و ترک نمی خورد.
soaked the leather to make it pliable;
برای انعطافپذیر کردن آن چرم را خیس کردند؛
The clay was pliable and easy to mold.
خاک انعطافپذیر و به راحتی قابل شکلگیری بود.
She showed a pliable attitude towards the new project.
او نگرشی انعطافپذیر نسبت به پروژه جدید نشان داد.
The leather is pliable and comfortable to wear.
چرم انعطافپذیر و پوشیدن آن راحت است.
He has a pliable personality and can adapt to any situation.
او شخصیتی انعطافپذیر دارد و میتواند با هر شرایطی سازگار شود.
The material is pliable enough to be stretched and shaped.
مواد تا حدی انعطافپذیر است که بتوان آن را کشش داد و شکل داد.
She has a pliable mind that is open to new ideas.
او ذهنی انعطافپذیر دارد که به ایدههای جدید باز است.
The chef used a pliable dough to make the perfect pastry.
سرآشپز از خمیری انعطافپذیر برای درست کردن شیرینی عالی استفاده کرد.
His pliable nature makes him easy to work with.
طبع انعطافپذیر او باعث میشود با او کار کردن آسان باشد.
The fabric is pliable and can be easily folded.
پارچه انعطافپذیر است و به راحتی تا میشود.
She possesses a pliable voice that can adapt to different styles of singing.
او صدایی انعطافپذیر دارد که میتواند با سبکهای مختلف آواز خواندن سازگار شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید