strewing

[ایالات متحده]/ˈstruːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈstruːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پراکندن یا پخش کردن چیزی بر روی یک سطح؛ گسترش یا توزیع به طور غیرمتمرکز؛ تزئین یا زینت دادن با اقلام پراکنده؛ پوشاندن یک سطح با چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

strewing flowers

پاشیدن گل

strewing seeds

پاشیدن بذر

strewing leaves

پاشیدن برگ

strewing dust

پاشیدن گرد و غبار

strewing papers

پاشیدن کاغذ

strewing rocks

پاشیدن سنگ

strewing crumbs

پاشیدن خرده نان

strewing glitter

پاشیدن اکلیل

strewing confetti

پاشیدن کنفتی

strewing sand

پاشیدن شن

جملات نمونه

the children were strewing flowers along the path.

کودکان گل‌ها را در امتداد مسیر می‌پاشیدند.

she was strewing seeds in the garden.

او در باغ دانه می‌پاشید.

he enjoyed strewing confetti during the celebration.

او از پاشیدن اکلیل در جشن لذت می‌برد.

the wind was strewing leaves all over the yard.

باد برگ‌ها را در سراسر حیاط می‌پاشید.

they were strewing gifts on the table for the party.

آنها هدایا را روی میز برای مهمانی می‌پاشیدند.

she was strewing breadcrumbs to attract the birds.

او برای جذب پرندگان، خرده نان می‌پاشید.

he is known for strewing compliments wherever he goes.

او به خاطر پخش کردن تعارفات در هر کجا که می‌رود شناخته شده است.

strewing the area with flowers created a beautiful scene.

پاشیدن گل در آن منطقه صحنه‌ای زیبا ایجاد کرد.

they spent the afternoon strewing decorations for the festival.

آنها بعد از ظهر را به تزیین کردن برای جشنواره اختصاص دادند.

strewing the spices added flavor to the dish.

پاشیدن ادویه‌ها طعم را به غذا اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید