striated

[ایالات متحده]/ˈstraɪ.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈstraɪ.eɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای نوارها یا شیارها؛ راه‌راه یا خط‌دار؛ مربوط به تِرَش‌ها در بافت عضلانی

عبارات و ترکیب‌ها

striated muscle

عضلات مخطط

striated pattern

الگوهای مخطط

striated rock

سنگ مخطط

striated surface

سطح مخطط

striated texture

بافت مخطط

striated appearance

ظاهر مخطط

striated color

رنگ مخطط

striated leaf

برگ مخطط

striated patterning

الگوهای مخطط

striated structure

ساختار مخطط

جملات نمونه

the striated pattern on the rock indicates its geological history.

الگوی راه راه روی سنگ نشان دهنده تاریخ زمین شناسی آن است.

some fish have striated bodies that help them blend into their environment.

برخی از ماهی ها بدنه راه راهی دارند که به آنها کمک می کند تا در محیط اطراف خود پنهان شوند.

the artist used striated colors to create depth in the painting.

هنرمند از رنگ های راه راه برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.

striated muscles are essential for movement in many animals.

عضلات راه راه برای حرکت در بسیاری از حیوانات ضروری هستند.

the striated texture of the fabric adds interest to the dress.

بافت راه راه پارچه به لباس جذابیت می بخشد.

researchers studied the striated patterns on the butterfly wings.

محققان الگوهای راه راه روی بال های پروانه را مطالعه کردند.

striated clouds indicated a change in the weather.

ابر های راه راه نشان دهنده تغییر آب و هوا بودند.

the striated design of the wallpaper gave the room a modern feel.

طرح راه راه کاغذ دیواری به اتاق حال و هوای مدرن بخشید.

striated patterns can often be found in natural formations.

الگوهای راه راه اغلب در ساختارهای طبیعی یافت می شوند.

the scientist noted the striated appearance of the mineral sample.

دانشمند ظاهر راه راه نمونه معدنی را یادداشت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید