harsh stridence
خشونت زیاد
stridence of voice
شدت صدا
stridence in speech
شدت در سخن
stridence of tone
شدت لحن
stridence and clarity
شدت و وضوح
stridence of opinion
شدت نظر
stridence in debate
شدت در بحث
stridence of argument
شدت استدلال
stridence in music
شدت در موسیقی
stridence of criticism
شدت انتقاد
her stridence during the debate turned many people off.
جدال لفظی او در بحث باعث بی اعتنا شدن بسیاری از مردم شد.
the stridence of the alarm woke everyone up.
صدای گوش خراش زنگار همه را از خواب بیدار کرد.
he spoke with such stridence that it was hard to ignore.
او با چنان جدالی صحبت کرد که نادیده گرفتن آن دشوار بود.
the stridence in her voice indicated her frustration.
جدال در صدای او نشان دهنده ناراحتی او بود.
there was a noticeable stridence in the music that disturbed the audience.
صدای گوش خراشی در موسیقی وجود داشت که مخاطبان را آزار می داد.
his stridence on the issue made it clear he was passionate about it.
جدال او در این موضوع نشان داد که نسبت به آن علاقه زیادی دارد.
the stridence of the critics made the artist rethink her approach.
جدال منتقدان باعث شد هنرمند رویکرد خود را دوباره بررسی کند.
she expressed her opinions with a stridence that was hard to miss.
او نظرات خود را با جدالی بیان کرد که به سختی می توان آن را نادیده گرفت.
the stridence of the protestors was heard throughout the city.
جدال اعتراضات در سراسر شهر شنیده می شد.
his stridence in the meeting raised eyebrows among his colleagues.
جدال او در جلسه باعث تعجب همکارانش شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید