strikings

[ایالات متحده]/ˈstraɪkɪŋz/
[بریتانیا]/ˈstraɪkɪŋz/

ترجمه

adj. روشن; چشمگیر; تهاجمی; در اعتصاب
v. شکل حال استمراری "strike"

عبارات و ترکیب‌ها

strikings colors

رنگ‌های جذاب

strikings features

ویژگی‌های جذاب

strikings designs

طرح‌های جذاب

strikings images

تصاویر جذاب

strikings contrasts

کنتراست‌های جذاب

strikings patterns

الگوهای جذاب

strikings performances

اجراهای جذاب

strikings moments

لحظات جذاب

strikings styles

سبک‌های جذاب

strikings visuals

تصاویر بصری جذاب

جملات نمونه

her strikings on the canvas were truly remarkable.

ضربه های او بر روی بوم واقعا قابل توجه بود.

the strikings of the clock echoed through the hall.

صدای ساعت در راهرو طنین انداز شد.

his strikings in the game impressed the coach.

ضربات او در بازی مربی را تحت تاثیر قرار داد.

the artist's strikings convey deep emotions.

ضربات هنرمند احساسات عمیقی را منتقل می کند.

she made several strikings in her presentation.

او چندین ضربه در ارائه خود انجام داد.

the strikings of the dancers captivated the audience.

ضربات رقصندگان مخاطبان را مجذوب خود کرد.

his strikings in the debate were well-received.

ضربات او در بحث به خوبی پذیرفته شد.

the strikings of the piano filled the room with music.

صدای پیانو اتاق را با موسیقی پر کرد.

she has a talent for making strikings in her writing.

او استعداد انجام ضربات در نوشتن خود را دارد.

the strikings of the storm could be heard from afar.

صدای طوفان را از دور شنیده می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید